عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

122

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ميان علما كه او را هم در آن حال در تابوت كردند و به دريا افكندند يا نه ، قومى گفتند كه او را در بستانى پنهان كرد و چهار ماه او را شير مىداد بروز يك بار و شب يك بار ، آن گه او را به دريا افكند . قومى گفتند . هم روز ولادت از وى بترسيد از قهر فرعون ، و ربّ العزّة در دل وى افكند كه او را در تابوت كند و به دريا افكند ، اينست كه ربّ العالمين گفت : « أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ » اى - اقذفى التّابوت و هو فيه فى اليمّ اى - فى البحر ، و مادر موسى كس فرستاد بنجّار ، مردى مصرى بود از كسان فرعون و از وى تابوت خواست تا بخرد ، نجّار گفت : تابوت را چه ميكنى ؟ كراهيّت داشت كه دروغ گويد ، و نيز دانست كه پسر وى را نزديك خداى تعالى كرامت و منزلت است كه او را در ميان آتش ديده بود چنان ، براستى بيرون آمد گفت پسرى آورده‌ام و از بيم فرعون و كيد وى او را در تابوت پنهان ميكنم . نجّار برفت تا ذباحان را خبر دهد از آن قصه ، چون خواست كه سخن گويد زبانش بسته شد . بدست اشارت مىكرد ، ذباحان نمىدانستند كه چه ميگويد او را بدر كردند ، نجّار به خانه باز شد زبان وى نيك گشت ، ديگر بار بازگشت تا ايشان را خبر دهد . ربّ العالمين زبان وى لال كرد و چشم وى نابينا ، ايشان او را بزدند و بيرون كردند ، گنگ و نابينا بيرون آمد ، به راه در چاهى بود در آن چاه افتاد ، نجّار بدانست كه خداى را عزّ و جلّ را در آن سريست نيّت كرد كه اگر به حال صحّت و سلامت باز شود ، آن حال بپوشد و مادر موسى را يارى دهد در حفظ موسى ، ربّ العالمين صدق وى دانست در آن نيت كه كرد ، او را چشم روشن و زبان گويا باز داد ، بيامد و ايمان آورد و از فرعون ايمان خويش پنهان كرد ، اوست كه رب العزّة در قرآن او را مؤمن آل فرعون خواند نام او حزبيل . پس تابوتى ساخت بقدّ موسى ، خمسة اشبار فى خمسة ، و مادر موسى موسى را در آن تابوت كرد در ميان پنبهء زده ، و سر آن و شقوق آن بقير بيندود و استوار كرد . و بفرمان اللَّه تعالى به دريا افكند ، و فرعون را دخترى بود كه علت برص داشت و اطباء مصر از معالجهء وى درمانده بودند ، ساحران و كاهنان گفتند كه شفاء علت وى